خرید بک لینک
مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانهحملۀ ناگهانیِ حماس به اسرائیل در پانزدهم مهر ماه 1402، طی عملیاتی با عنوان «طوفان الاقصی»، حیرت و شگفتیِ جهان را در پی داشت؛ تا جایی که بسیاری از مقامهای غربی، ناظران و رسانههای بینالمللی، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان بازیگر پشت پرده و مغز متفکر این عملیات معرفی کردند. رویدادی نادر و بیسابقه که در ظاهر، با مفاهیمی چون شکست تاریخی، خدشهدار شدنِ شهرتِ بازدارندگی، ضعف دستگاههای اطلاعاتی-امنیتی و پایانِ افسانۀ شکستناپذیری اسرائیل برجسته شد. موضوعی که البته با اظهارنظرهای متعدد و مواضع متناقض بسیاری از شخصیتهای سیاسی و نظامی در تهران، همانند جنگ اوکراین، به چهرۀ امنیتیِ جمهوری اسلامی ایران، ابعاد جدید و گستردهتری بخشید. بسته به اینکه بپذیریم اسرائیل با وجود برخورداری از طیف وسیعی از داراییهای وسیع اطلاعاتی و امنیتی (از ایستگاههای هشدار زمینپایه تا سامانههای فضایی و سایبری) از برنامهریزی، تحرکها و احتمال چنین حملهای در «حلقۀ اول مرزهای قابل دفاعِ» خود بیاطلاع بوده و یا اینکه همانند حادثۀ 11 سپتامبر، کمتوجهی و نادیده گرفتنِ چنین حادثهای را به عنوان تصمیمی سخت و طرحی محرمانه برای پاکسازیِ غزه از نیروهای حماس و حتی سکویی برای هموار کردنِ ابتکارهای امنیتیِ آینده در خاورمیانه در نظر بگیریم؛ پاسخ به پرسشهایی از این دست که آیا اسرائیل واقعاً مایل است در این جنگ، طرفِ بازندۀ نبرد اطلاعاتی دیده شود یا قربانیِ خشونتهای نیابتی؟ در نتیجۀ این جنگ، چه کسی مقهور خواهد شد و کدامیک زنده خواهد ماند؟ جمهوری اسلامی و جبهۀ مقاومت از این جنگ منتفع خواهند شد و یا ناخواسته در زمین اسرائیل بازی کردهاند، متفاوت خواهد بود. فارغ از این ملاحظات و ابهام

برچسب: نویسنده: پویان افشاری تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1402 ساعت: 15:37

صفحه بندی